ستایش جونمستایش جونم، تا این لحظه: 16 سال و 29 روز سن داره
محمدصدرا جونممحمدصدرا جونم، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

ناز دونه خونمون ستایش

ستایشم تازگیا یاد گرفته

نازنین من ستاره قلب من که با درخششت تو قلبم زندگی برام روشن میشه شکوه و جلال زندگی برام فقط با تو که می درخشه تازگیا خوشگل مامان یاد گرفته برای بازی می ره پشت مبل بازی می کنه و حتما هم از یک طرف میره و از طرف دیگه باید در بیاد . اگه نتونه بیاد بیرون حسابی داد قال راه می اندازه و گریه می کنه تا مبل بکشیم جلو که بتونه بیاد بیرون . دوست دارم دیشب با بابا مهدی نشسته بودیم سریع اومدی جلوی ما که یعنی صحبت نکنید به من توجه کنید ما هم شروع کردیم باهات صحبت کردن حرف می زنی اما عجیب غریب ما که نمی فهمیم چی می گی ولی با همون زبون خودت سعی می کنیم باهات صحبت کنیم کلی هم خندمون می گیره جالب که خودت هم ...
8 آبان 1390

زیبا سازی

سلام بازدن عبارت preview نمونه انتخاب شده به صورت پيش نمايش براي شما نشون داده ميشه و با زدن get code كد شكل مورد نظرتون رو ميتونيد دريافت كنيد اين كدها براي زيبا سازي حاشيه وبلاگ به كار برده ميشه . يه تذكر اينكه براي اينكه كد هاي قالب وبلاگتون به هم نريزه بهتر هستش كه كد دريافت شده و مورد نظرتون رو در قسمت تنظيمات وبلاگ و اسكريپ هاي اختصاصي كپي كنيد .   يه نكته ديگه دوستان زماني كه از اين كدها استفاده ميكنيد .يه آدرس سايت در بالا و سمت چپ وبلاگتون نمايش داده ميشه كه هم ظاهر وبلاگتون خوب نميشه و هم ممكنه روي مطالب در قسمت بالاي سمت چپ وبتونو بگيره راه حلش آسونه : زماني كه كد رو انتخاب كرديد و خواستيد توي تنظيمات وبلاگ و قسمت ا...
2 آبان 1390

همینجوری

ستایش گل گلی ناز نازی من برایت می نویسم تا بدانی همیشه و در هر جا که باشم مشغول به هر کاری که  باشم تنها به یادت ناز دونه ام ستایشم هستم.  یاد گرفتی تازگیا خودتو شبیه موش می کنی تا می گیم ستایش موش شو لب و بینی و چشماتو جمع می کنی روی کل صورتت خیلی سرم شلوغه فقط اومدم که بگم دوست دارم عزیزم تو تنها عشق مامانی و بابایی هستی که با وجودت کلی از زندگیمون لذت می بریم ‍‍پنجشنبه ۲۸/۷/۹۰ رفتیم فرهنگسرای اشراق جشنواره انار خیلی بامزه بود هر چی که ما تست می کردیم تو هم می گفتی ام ما ام ما یعنی به من هم بدید بد که می خوردی خوشت نمی اومد خیلی دوست دارم نازنینم باید برم چون ساعت نزدیک ۱۳...
2 آبان 1390

روزهای ستایشم

تازگیا ستایش خانوم یک چیزای جدید یاد گرفته: یاد گرفته کشوها رو باز کنه مخصوصا کشوی آشپزخونه رو هر چی هم داخلش باشه بر میداره با خودش میبره تو پذیرایی میندازه بیرون وقتی هم ببین من دارم اونا رو جمع می کنم یه دونه اِ میگه و دوباره میره بازش میکنه کشو رو خالی میکنه خلاصه که نمیخواد به کشو زیاد فشار بیاد و احساس سنگینی نکنه. مدام سراغ سطل آشغالی تو آشپزخونه میره هر چی داخلش باشه میخواد بریزه بیرون. تا از خواب بیدار میشه کنترل تلویزیون رو بر میداره می خواد روشنش کنه . بابا مهدی باهاش قلقک بازی میکنه هر کاری که بابا جون باهاش میکنه ستایشم هم همون کارو روی باباش انجام میده کلی هم میخنده. ...
26 مهر 1390

چگونه کودک خود را به مطالعه عادت دهیم

امیدوارم دخملی هم کتابخون بشه فعلا که ستایشم دوست داره تمام کتاب و دفترها رو پاره کنه دیروز هم یکی از کتاب داستان هاتو پاره کردی عزیزم فدای سرت بازم برات می خرم. پیشگفتار دربارۀ اهمیت مطالعه و نقش آن در پرورش شخصیت افراد و رشدِ دانش و فرهنگ در جوامع بشری، مقاله‏های بسیاری نوشته شده است و می‏شود. با وجود این، هرچه در این زمینه گفته یا نوشته شود، باز هم کم است. اما از آنجا که در این مقاله روی سخنمان عمدتاً با پدران و مادران، مربیان، معلمان و دست‏اندرکاران تعلیم و تربیتِ با فرهنگ است، اصل را بر این قرار می‏دهیم که اهمیتِ موضوع مطالعه و کتاب و کتابخوانی، بر مخاطبان ما روشن است، و این افراد، با قبول اصل قضیه...
26 مهر 1390

غذای کودک نوپا در سال دوم زندگی

يك برنامه غذايي مناسب بايد كليه مواد مغذي (مواد نشاسته اي، پروتئيني، چربي، ويتامين ها و املاح) را به نسبت هاي متعادل در اختيار كودك قرار دهد تا انرژي مورد نياز او كه معمولا بر اساس يكصد كيلوكالري به ازاء هر كيلو گرم وزن بدن است تامين شود.   معمولا 50 درصد انرژي مورد نياز از مواد قندي، 30 درصد از مواد چربي و حدود 20 درصد از مواد پروتئيني به دست مي آيد. بديهي است برحسب عادات مختلف غذايي و افزايش وزن كودك، نسبت هاي فوق بين 5 تا 10 درصد قابل تغيير هستند.   غذاي كودكان يك تا 2 ساله بايد كم حجم ولي مقوي و مناسب و شامل همه گروههاي غذايي باشد. مقدار غذاي كودك مي تواند برحسب اشتهاي او افزايش يابد.  ...
26 مهر 1390

پند 2

گاهی فکر می کنم باید مثل سنگ باشم می گویند سنگ صبور اما خوب که فکر می کنم می بینم آب بهتر است مثل آب پراز لطافت سنگ آنقدر در خودش میریزد که می شود سنگ ساکن و راکد دیگر پای رفتن ندارد می ماند هر جایی که دیگر با انتها رسید اما آب باشم جاریم باهمه لطافتی که دارد از پس سنگ هم بر می آیم گاهی باید در خود حل کرد تا مجال وسعت یافتن و پیوستن را پیدا نمود و این روزها چقدر بین این سنگ و آب در نوسان بوده ام گاهی لازم است کوتاه بیایی...! ...
25 مهر 1390