ستایش جونمستایش جونم، تا این لحظه: 16 سال و 29 روز سن داره
محمدصدرا جونممحمدصدرا جونم، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 2 روز سن داره

ناز دونه خونمون ستایش

تولد نی نی زهرا

                                               خـــــواب می بینـــــم   دنیـــــا مــــال مـــن اســــت بیــــدار میشـــــوم و تـــــو تعبیـــرش میکنـــــی   بـــــا چشمـــــان زیبایت! روز پنجشنبه 10/11/92، نی نی کوچولومون زهرا ناز نازی یکساله شد و ما شب تولدش رو جشن گرفتیم  درکنار مامان و بابای مهربونش. ما، عمه مهساو مامان بزرگ و بابا ب...
15 بهمن 1392

ستایش در دنیای بازی

روز یکشنبه 29/10/92 من و ستایش و بابا مهدی با هم رفتیم شهر بازی از روز جمعه به گلی دختر قول دادیم ببریمش دنیای بازی و این قول در روز یکشنبه به وقوع پیوست. اولش از شلوغی کلی هیجان زده شده بودی و فقط نگاه میکردی بعدش یه بازی که سوار شدی و کلی کیف کردی دیگه تند و تند می گفتی اینو سوار شم یا اون یکی رو سوار شم . ما هم تا اونجا که تونستیم بازی هایی رو که برای سن دخملم بود  سوارش کردیم. بابا مهدی هم یه راند مسابقه بوکس رفت که اونم بقدری خسته شد که نا نداشت. منم از این دنیای بازی استفاده کردم و با ستایش گلی ماشین بازیشو...
2 بهمن 1392

واسه دخترم

دختر داشتن یعنی کمدی پر از دامن های رنگی و چین چینی دختر داشتن یعنی اتاقی پر از عروسکهای ریز و درشت دختر داشتن یعنی یه میز توالت پر از کشها و گل سرهای رنگی رنگی دختر داشتن یعنی پچ پچ های شبانه مادر و دختر دختر داشتن یعنی لاکهای رنگی دختر داشتن یعنی رنگهای شاد شاد شاد دختر داشتن یعنی خریدهای خیلی زیاد و قشنگ دختر داشتن یعنی جلوی همه مغازه ها ایستادن دختر داشتن یعنی رقص و خنده های از ته دل و موهای بلند و لباسهای زیبا و کمد پر از لباس و ناخنهای همیشه لاک زده و گوشواره و تل و . . . دختر داشتن یعنی همه چی و در یک کلام یعنی عشق ازت ممنونم که دختر شدی و ازت م...
18 آذر 1392

ستایشم در تصویر

نازگل مامان اینم عکس های هدیه های تولدت، البته با تاخیر ...                       نازنیم در حرم شاه عبدالعظیم در حیاط حرم   اینم از اون ژست های زورکی دخملیه بالاخره اینم یه ژسته دیگه از گلبهار من ... ستایش و اتاقش       ...
9 آذر 1392

ستایش در باغ وحش

آبان ماه بود که با خاله لیلا امیر مهدی و مائده رفتیم باغ وحش ارم اینم عکس دخملیم اول که حیونا رو دید کلی ذوق کرده بود خصوصا میمون که براش خیلی جالب بود با شتر ستایش گلیم فیل رو هم دوست داشت. ولی آخرش دیگه خسته شده بود و دوست داشت زودتر برگردیم.                 ...
9 آذر 1392