ستایش در تصویر
زیارت قبول ستایش خانوم ستایش در حیاط پا برهنه میگفتی دارم تو کربلا راه میرم ایشالا با همدیگه میریم عزیزم دو تا ستایش که با هم خیلی دوست بودن مشکل اینجا بود که هر کدوم دستشویی داشتن اون یکی هم میگفت منم دارم گشنشون میشد هر دو با هم گشنه میشدن خلاصه هر چی یکشون می خواست اون یکی آمده برای درخواست تکراری و ............... هر سری که من وضو میگرفتم ستایش خانوم هم باید وضو میگرفت در حال وضو گرفتن دخملی بالای دستشویی بازار بین المللی مشهد، گلی دختملون هر چی بازی میدید می خواست سوار شه اینم از ماشین سواریش ...






