ستایش جونمستایش جونم، تا این لحظه: 16 سال و 26 روز سن داره
محمدصدرا جونممحمدصدرا جونم، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 29 روز سن داره

ناز دونه خونمون ستایش

لغت جدید

ستایش قشنگم قشنگ ترین شکوفه های عمرم روز به روز دخترمون دایره لغاتیش رو تکمیل می کنه ما هم کلی کیف می کنیم هر کس سمت خودش رو دوست داره مدام از دهن دخملیم بشنوه : کمک: تم مائده: مائنه ماشین : مائین حیاط: ایا خوراکی یا گشنت که هستش می گی : دست روی دهن  می گی هام هام هام هام الهی قربون حرکاتت بشم دلبرم خیلی دوست دارم حالا که یاد کارهات می افتم دلم برات غش میره دوست داشتم الان پیشم بودی بوسه بارونت می کردم   ...
11 ارديبهشت 1391

کلمات جدید

ناز گلی من دخمل خوشگلم تازگیا کلمات ناقص جدید یاد گرفته و کلید قلب منو تو دستای خودت نگه داشتی   قربون این تلفظ قشنگت برم  در سن ١٨ ماهگی تمام تازه دو روزه وارد ١٩ ماهگی شدی: دایی: دا مامان زینب : مامان نینب خاله :‌  عمو  وقتی میگیم بگو پریسا می گی عموووووووو همین جوری هم می کشی دوست دارم دوباره: دو ایناها‌:‌ ایناها اومد: اومد وای که چقدر دلم برات تنگ میشه وقتی یاد این مدل حرف زدنت می افتم خیلی دوست داریم ستایش واقعا خیلی دوست داشتنی هستی که همه دلشون برات تنگ میشه تازگیا شیرین کاری های دیگه ای هم می کنی سر غ...
3 ارديبهشت 1391

اولین کوتاهی مو

خورشید عالم تابم ای گرماده زندگیم       ستایش نازنیم  در تاریخ 17/1/91 روز پنج شنبه در سن 18 ماهگی صبح با مامان جون بردیمت  آریشگاه رادا خانومی که فقط کارش اصلاح موی کودک بود موهای طلایی و فرفری خوشگلت رو کوتاه کرد در عرض چند ثانیه کل موهاتو کوتاه کرد اصلا متوجه نشدی که کی موهات کوتاه شد کلی هم وسیله دادیم دستت تا حواست به اونها گرم باشه که یه وقت گریه نکنی یا نترسی اول گفتم برات گرد بزنه بد دیدم که نمی زاری مدام شونه کنم یک   کم کوتاه ترش کرد به قول خودشون کرنلیش کرد . دوست نداشتم موهاتو کوتاه کنم ولی همه می گفتن : باید...
28 فروردين 1391

عکس های عیدانه

میکنم هر لحظه بر عکست نگاهی                                        تا ببینم که چقدر ناز و قشنگی میکنم هر لحظه من شکر خدایم                                        که دارم دختری با نام ستایش       17...
26 فروردين 1391

واکسن 18 ماهگی در ایام عید

بهاری ترین بهارم گل خوشبوی ما از اونجایی که ستایشم در ٣١ شهریور ٨٩ چشمان زیبایش را به روی این دنیا باز کرد واکسن  ٦ ماهگی و ١٨ ماهگی با آخر سال مواجه شد چه واکسن سختی بود این واکسن ١٨ ماهگی ستایشم رو روز دوشنبه ٧ فروردین ٩١ بردیم درمانگاه قائم اونجا واکسن زدی . اولش فقط همون درد سوزن بود که خوردی ولی بعد از ساعت حدود ١٥ بعد از ظهر درد شروع شد الهی فدای تو بشم چه دردی کشیدی با خاله پریسا و عمو حامد و خودمون رفتیم بالای کوه تفریح کنیم که از دماغمون در اومد شام هم خونه عمو محود دعوت بودیم که نرفتیم طب شدید همراه با درد نمی تونستی پای چپت رو تکون بدی دست که بهش می خورد صدای ...
23 فروردين 1391

عیدانه 91

  عید نوروز امسال هم به خیر و خوشی تمام شد و ما مسافرت جایی نرفتیم سال تحویل امسال خونه مامان بزرگینا بودیم شب عید هم خونه مامان جون طبق روال هر سال شب عید خونه مامان جون سبزی پلو با ماهی خوردیم خیلی هم خوش مزه بود . بعد از شام هم رفتیم خونه مامان بزرگ عمو محموداینا و مهسا اینا هم اونجا بودن شب همه دور هم جمع بودیم خوش گذشت تا صبح که سال تحویل شد همه به هم دیگه عید رو تبریک گفتیم آجیل و میوه خوردیم ناهار خونه خاله رقیه من بودیم با مامان جون قرار گذاشتیم رفتیم اونجا خلاصه روز اول به عید دیدنی گذشت و شب رفتیم خونه خودمون تا روز جمعه ناهار ها یه جا دعوت بودیم و شام ها هم یه ...
23 فروردين 1391

برای تو می نویسم

ستایش نازدونه من دومین عید زندگیت مبارک « زندگیت به روشنی دریا به بزرگی اقیانوس و به وسعت آسمان آبی، به گرمی خورشید فروزان باد » این آخرین بار برای سال 90 که می نویسم : سال تحویل سال 91 ساعت 8 و 44 دقیقه و 37 ثانیه  روز سه شنبه اول فروردین سال نهنگ می نویسم برای تک دخترم تک ستاره آسمانم تا بدانی که چقدر دوستت داریم. لحظه ها خیلی سریع می گذرند و نازنین من بزرگ و بزرگ تر می شود هر روز خود را با این دنیا بیشتر وقف می دهد چیزهای جدید یاد می گیری و حرف هایی به خوش رنگی برگ گل می زنی و دنیای ما را ...
27 اسفند 1390

حرف های جدید

در سن 18 ماهگی گل گلدون من کلمه های جدید یاد گرفته : بله : بیه سلام : یلام دوست دارم ناز گلکم راستی 18 ماهگیت مبارک دخملکم باید ببریمت واکسن 18 ماهگی بزنی چون با اول فروردین تداخل داره و همه جا تعطیله در 5 و 6 فروردین می برمت تا واکسنت رو بزنی . سال نو رو هم پیشاپیش به یکی یه دونه ام تبریک می گم. ...
27 اسفند 1390

دخترم

دخترم برگ گلم غنچه ی خوش رنگ دلم دست خود را حلقه کن بر گردنم خنده زن بر چشمهای خسته ام عشق تو آواز صبح زندگی ست مهر تو آغاز لطف و بندگی ست سر گذار بر شانه های مادرت بوسه زن بر گونه های زرد من خانه ام سبز از صدای شاد توست مادرت مست از نوازش های توست اشک های سرد خود را پاک کن گرمی قلب مرا با جان خود دمساز کن گوش بسپار به لا لای حزین مادرت خوش بخواب دیده من تا سحر، فانوس گرم و روشن است   ...
21 اسفند 1390