ستایش جونمستایش جونم، تا این لحظه: 16 سال و 27 روز سن داره
محمدصدرا جونممحمدصدرا جونم، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه سن داره

ناز دونه خونمون ستایش

لغت نامه ستایش گلی بهار

بلبل خونه ما قشنگ ترین دخملیم توی خونمون کلی برامون دلبری میکنه اول لغت هایی که اشتباه میگه: طالبی : طابلی توت فرنگی: توفنگی خراب: خبار محمد حسین: مم حسین تخمه : تمخه و یکسری لغت های دیگه که خیلی قشنگ صحبت میکنه چنان مثل خانوما صحبت میکنی که خودمون کلی می خندیم بابا مهدی داشت با موبایلش بازی میکرد بهش گفتی بابا مهدی بیا شام بخور بابایی هم حسابی سرگرم بازی بود رفتی جلو گفتی الان وقت بازی کردنه یا اومد خونه وسایلش رو برداشت بره کلاس گفتی بابایی الان اومدی کجا داری میری دوباره دوست داریم ستایش نازنینم ،‌دختر خوشگم روز به...
31 ارديبهشت 1392

گلی خانوم در تصویر

پروانه جون کجایی؟ بازم فصل بهاره پر از گلهای زیبا دامن سبزه زاره بازم بیا پر بزن به همه گلا سر بزن بیا می خوام نگات کنم نگا به سر تا پات کنم با اون بال های رنگی می دونی چقد قشنگی؟ تو قاصد بهاری عروس سبزه زاری     ستایش قشنگم در 23 اسفند سال 91 تله کابین توچال               نازنینم گل همیشه بهارم روز اول عید در حال رفتن به عید دیدنی نوروز 92           از این به بعد ناز دار خانومم پرنسسم آبل...
14 ارديبهشت 1392

شرح حال این روزهای ستایش

بلبلم گل دخترم تاج سرم یکی یه دونه ام گل تو خونه ام مثل یه گل وای می ایستاد یه جا هر ژستی که می گفتم می گرفت تا ازش عکس بگیرم !!!!!!!!! البته به زور !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!               از سرکار که رسیدم خونه مدام گفتی ایات ایات منم آوردمت حیاط و سریع با نازنین  عکس گرفتم ازتون.         بالاخره آشپزخونه خالی شد صبح روز پنجشنبه 25 خرداد 91 کابینتامونو آوردن         یک روز از روزهای آخر خرداد تو حیاط با دوستات الهی عزیزم که یه دختر تو دوستات نیستو همه پسرن از سمت راست ...
24 فروردين 1392

روز بعد از 18 روز تعطیلی

ستایش نازم خوشگل مامان امروز بعد از ١٨ روز تعطیلات با هم بودن اومدم سرکار از روز قبل که دیدی دارم غذا میریزم تو ظرف گفتی فردا میری سرکار گفتم بله گفتی پس زود بیایا منم میرم پیش مامان جون تا تو بیای مواظب خودت باشی گفتم دوست داری نرم سرکار گفتی برو ولی زود زود زود بیا الهی قربونت برم الان که سرکارم چقدر احساس دلتنگی می کنم بعد از ظهر هم از دکتر کرامتی وقت گرفتم ببرمت پیشش آخه یکم حال نداری و آبریزش بینی هم داری ببرمت تا زود خوب بشی خیلی هم دکتر دوست داری تا میگم آبله مرغونت خوب شده میگی نه هنوز یزله مونده خوب بشم عزیز دلم از خدا میخوام همیشه سلامت سلامت با...
17 فروردين 1392

عید سال 92

ناز گل من بهارم امسال عید بهتر از سال های قبل بیشتر بهمون خوش گذشت اما ستایشم امسال دقیقا ١ فروردین ٩٢ آبله مرغون گرفت وما روزهای اول شاهد دون دون شدن و قرمزی پوست دخملی بودیم روز اول فکر کردم پشه خورده ولی بعدش مامان جون که دید گفت آبله مرغون بردیم بیمارستان اطفال مفید و تایید کرد یکسری مراقبت ها بهمون گفت که انجام بدیم خدا رو شکر تا روز هشتم که می خواستیم بریم مسافرت خیلی بهتر شدی و روز هشتم فروردین من و گلی دختر و بابا مهدی رفتیم یزد خیلی هم بهمون خوش گذشت. ...
17 فروردين 1392

آخرین روزهای سال91

بهارم و بهارم شادي با خود ميارم شكوفه هاي سفيد گل هاي تازه دارم سه ماه دارم هميشه فروردين اوليشه ارديبهشت و خرداد ماههاي آخريشه       با احساس تو جون می گیرم نباشی من می میرم دوست دارم عزیز دردونه من بهار قشنگ زندگیم ستایشم بودن با تو برامون دنیا دنیا بهاره تمام قشنگی دنیا در دخترم زیبایم خلاصه شده. کم کم این سال عزیز که با حضورت قشنگترش کرده رو به پایانه ما هم امسال سه تایی با هم هستیم ، بابا مهدی امسال مثل سالهای قبل دیگه به اردوی عید نمیره ، بنابراین می تونیم بیشتر با هم خوش باشیم از اداره سوئیت گرفتم ...
28 اسفند 1391