ستایش جونمستایش جونم، تا این لحظه: 16 سال و 28 روز سن داره
محمدصدرا جونممحمدصدرا جونم، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

ناز دونه خونمون ستایش

چگونه فرزندانی شاد داشته باشیم؟؟؟؟؟؟؟

      كارشناسان معتقدند كودكان فطرتی پاك دارند و در صورتی كه این لوح پاك مخدوش نشود ، در بزرگسالی افرادی خوشحال و موفق خواهند بود. بیشتر افرادی كه شاد و موفق هستند نیز مشخصات مشتركی دارند كه می‌توان با توجه به آنها كودكان خود را به نحوی تربیت كنیم كه در آینده افرادی سالم و شاداب و در كارها و مراحل زندگی موفق باشند. مطلب زیر شما والدین عزیز را با این موارد آشنا می‌كند: اعتماد   اعتماد منطقی به دیگران می‌تواند زمینه‌ساز موفقیت‌های آینده فرزندتان باشد. شاید جالب باشد كه بدانید 6 ماه اول زندگی فرزندتان نقش قابل ملاحظه‌ای در این میان دارد.   در این دوران توج...
26 شهريور 1391

نزدیک تولد

گلی گلی دختمل گلیم 5 روز دیگه مونده به تولد دخمل قشنگم خیلی خوشحالم نمی دونم چیکار کنم ؟ امروز باید بشینم یه حساب کنم ببینم چطوری برات جشن بگیرم خودت که دوست داری دوستات بیان  منم مثل تو همینو دوست دارم الهی قربونت برم دستت رو میگیری جلوی دهنت مثلا کیک و شمع بعد فوتش می کنی یعنی تولد می خوام قبلش هم ببرمت آتلیه برای عکس پنجشنبه 30/6/91 رو انتخاب کردیم تا برات جشن بگیریم امیدوارم بهت خوش بگذره من و بابا مهدی تمام تلاشمون رو می کنیم تا به دخمل خیلی خوش بگذره ایشالا.................... ...
26 شهريور 1391

با لوس بازی بچه ها چه باید کرد

      تازه شام‌مان را در رستوران تمام کرده بودیم. در طول شام دختر 4 ساله‌ام ستاره، تکه‌های مرغش را به این طرف و آن طرف پرتاب می‌کرد، دوست نداشت کلم بروکلی بخورد و آبلیموها را هم روی زیر بشقابی‌اش می‌ریخت. تازه بعد از همه این کارها از من بستنی می‌خواست. جواب من کاملا روشن بود: نه! با مخالفت من، ستاره نشست کف زمین و دست‌هایش را دور زانویش قلاب کرد و با یک چشمک به من گفت: «من می‌دونم که تو بهترین مامان دنیایی، توروخدااا.» این حالت ترکیب وحشتناکی از ناله و خواهش بود و من طبق معمول تسلیم شدم. مثل خیلی از بچه‌ها، دختر من هم یاد گرفته چطور آنچه را می&z...
12 شهريور 1391

یک نامه آسمانی

ستایش عزیزم تو را سالیان سال در خود حس کردم حسی که از کودکیم آن را تمرین می کردم تا با تو همانند مادرم مهربان ترین باشم تصمیم گرفتم از شروع یک زندگی شیرین هر زمان که آمدی با آغوشی پر از محبت تو را در خود بپذیرم دخترم ستایشم، تک ستاره من دوستت دارم با تمام وجودم چون تو حاصل عشق پاکمان هستی تو ادامه من هستی و من ادامه مادر مهربانم و می خواهم با تمام حس مادریم شروع کنم یه شروع گرم به گرمی تابستانی که با نسیم های پاییزی آن را دلنشین می کند که تو از آن گرمی و با شروع بادهای پاییزی آمدی می خواهم تا بدانی چقدر برایمان عزیز و مقدس بوده و هستی ...
6 شهريور 1391

این روزها

گلی گلیم دخمل گلیم این روزها خیلی شیطون شده خیلی حرف میزنه که بیشترش خارجیه ما که چیزی نمی فهمیم دخملم کلی کلمه یاد گرفته مرغ :‌مخ موز : موز باد میاد مامان نیخوام  نیخورم بخو وایسا : ایسا عزیزم چقدر دوست دارم با این مدل حرف زدنت کم کم داری کلمه ها رو کنار هم می چینی تا بتونی جمله سازی کنی دوست دارم ما که انقدر ذوق میکنیم با هر کلمه ات. چند شب پیش هلنا اومده بود خونمون با اینکه از دخملی ٢ ماه کوچیکتره اما کلی کلمه درست ادا میکرد به ستایش می گفت نی نی سایش خیلی بامزه بود ریزه پیزه است ولی تیز تیزه دوست تون داریم یه عالمه هر چی بگم بازم ...
15 مرداد 1391

کلمه های جدید

  یکی یه دونه ام گل تو خونه مون و باز هم کلمه های جدید با تلفظ مختص ستایش بیا:‌ایا نمی یام :‌نی یام بخور: بخخخخخخخخخخ به حرف خ که میرسه با غلظت تمام از حلق ادا می شود میخورم :‌میخخخخخخ یا علی :‌علی تاپ:‌تاپ تاپ توپ :‌ توپ عروسک: اوسک       ک لی هم برامون خودت رو لوس میکنی تا یه کاری انجام بدی خیلی دوست داریم واقعا زندگیمون با بودنت بوی خوش بهار میده از خدا می خوام تو رو برای من تا ابد نگه داره سالم و سلامت خوشگل و ناز و تپلی مو فرفری با لب خندون       ...
10 مرداد 1391

احوالات ستایش در عروسی عمه مهسا

نازدونه من دوردونه من روز پنجشنبه گذشته 22 تیر ماه 1391 عروسی عمه مهسا بود دخترمون یه لباس عروسی تنت بود که کلی با اون خود نمایی کردی از روی سن پایین نمی اومدی همون جا هر آهنگی که می زدن کلی رقصیدی بعدش هم اومدی پایین ظرف بستنی رو گرفتی شروع کردی به بستنی خوردن و لباست رو کثیف کردن . ما هم همش دنبالت مثل همیشه مامان جون بیشتر از همه پی کارهات خانوم چند بار جاشو کثیف کرد و مامان جونو به زحمت انداخت . ماشالا عمه هم خوشگل شده بود خیلی بهمون خوش گذشت مخصوصا ستایش خانوم وقتی سوار ماشین شدیم که بریم دنبال ماشین عروس تا نشستیم و ماشین راه افتاد ستایش خانوم از...
28 تير 1391